
در مباحثه با این دوستمون م.فطرس متوجه شدم این انسان خوبیه اما متاسفانه لج کرده هم با خودش هم با دیگران ... شاید دچار افسردگیه ... حکومت هم هیچوقت به امثال این اقا بها نداده اصلا اینها ارزشی ندارن ... همیشه اونها رو با شیوه های معتقد نگه داشته دلم واسشون میسوزه نباید بهشون توهین کرد اونها از جنس مزدورها نیستن اونها دچار بحران هویت شدن تو بحث هم فقط مغلطه میکنن خودشون هم میدونن اشتباه میکنن اما ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهاره: دیگه کافیه. این آخرین کامنتی هست که در جواب به یه کامنت دهنده منتشر می کنم. باید بگم کم کم دارم شک می کنم ! تا قبل از این کامنت، دو تا نظر نبود پای این پست و حالا نظر پشت نظر در جوابیه ! بسه دیگه. خوبه این آدم خودش وبلاگ داره. کسی می خواد جواب بده، توی وبلاگ خودش اینکارو بکنه.
مرسی.
اينقدر که الان حرصم گرفته، دلم مي خواد جيغ بزنم! اما خب تو سايت دانشگاهم و نمي شه!!
پیش از اینها که دیگر هم میهنان آگاهم که به هم نگاه بودن باهاشون می بالم، جواب نطق بی جواب اون کمترین رو بدن؛ خواستم تا کوبنده در عصر جاهلیت تنش اندک چراغ روشناییِ روح در بندش باشم( در حد توانم ، منِ نا توان! )
اما به هر دلیلی ( به جز ترس ) منصرف شدم
اما حالا دیگه سکوت رو جایز ندونستم
اگر گفتم جاهل ، هرگز بابت عقیدش وابراز عقیده ی مفلسانه و چاپلوسانش نبود ، تنها به این دلیل که گمون کرده : مملکت ارثه باباشه !
نمی دونه که ما بی شماریم...
سلام
amin0014.blogfa.com
nevisandegan.blogfa.com
سر بزن .
بای .
من اومدم نظر بدم
عاشق نظر این م. فطرس شدم
برم ته و توش رو دربیارم!!!
سلام بهاره.
وبلاگتو دوس دارم.دلم می خواست مث تو بنویسم ولی نتونستم.تا اینکه سبک خودمو پیدا کردم.راستش یه ذره بت حسودیم میشه!آخه تو از من سیاسی تری...اگاه تری به مسائل دوروبرت.
فکر کنم من آبروی بابام و داییم رو بردم با این فعالیت های نصفه نیمه و در حد حرف !شاید داییم رو بشناسی .منصور یاقوتی .
البته از فضل دایی مرا چه حاصل؟
با اجازه لینکت میکنم.
راستی به اون م.فطرس...(حذف شد)
______________________________________________
بهاره: من قسمت آخر رو حذف کردم برای اینکه این فضا برای توهین کردن نیست.
مرسی از تعریفت هم خیلی زیاد.
خطابم به بزرگوار م.فطرس است
رزمنده عزيز ترا چه شود كه اينچنين از حس نفرت انباشته اي. زندگي اين دنيا را با نفرت سر كردي . در آن دنيا به دنبال نفرت از چه خواهي بود. زندگي زيباست . حتي اگر رزمنده باشي . حتي اگر سبز و زرد و نارنجي و بي رنگ باشي .
انسان قبل از هر چيزي با انسان بودن به خدايش معتقد است و نه با نفرت .
سلام(گرچه سلام دادن به تو حرومه)
معلومه با نوشته هات! کسی که سبزه باید هم علاقه یه سک س داشته باشه! مطمئن باش ! هیچ وقت با این تبلیغات پیروز نمی شید! ما تا زنده ایم رزمنده ایم!
می دونم تو هم پول سنای آمریکا رو می خوری! به قول حاج اقا دانشمند این از لقمه حروم ننه باباته!
تاظهور مهدی بر لشکر سفیانی ها لعنت!
الهم احفظ مولانا قائدنا سیدنا الامام خامنه ای
خوشحال می شم راجع بهش بحث کنیم!
روح بابک در تو
در من هست
مهراس از خون يارانت ، زرد مشو
پنجه در خون زن و بر چهره بکش
مثل بابک باش
نه
سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش
دشمن
گرچه خون می ريزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش
شهر بايد يکسر
بابکستان بگردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وين خراب آباد
از جغد شود پک و
گلستان گردد
پیش از اینها وقتی تاریخ ایران باستان رو می خوندم ، دل نوشته هام رو با نام " پسر خورشید " ثبت می کردم...
از آخرین پستتون بسیار متاثر شدم و در عین حال خوشحال از یافتن یک هم اندیش که : ما بی شماریم
به امید ایرانی آباد و آزاد ، سپاس و بدرود
دیده بودم خوشگلا رو بدزدن،ولی نشنیده بودم اسم های قشنگ هم به سرقت میره!!!
سلام
بهاره خانم به نظر من در شما استعداد خوبی در ضمینه ی نویسندگی وجود داره من فکر می کنم اگه در راه نوشتن قدم بگذاری بتونی نویسندهی خوبی بشی.
موفق باشی
بعضی کامنتارو حذفشون کن.بعضی پستارو همچنین.
فکر نکنم اون بالاها خدایی هست که همه چی رو می بینه اما این پایینا خداهایی هستن که مو رو از ماست می کشن.
اگه بخوان سین جیمت کنن کاری به این قضیه ی سبز و موسوی و اعتدال و اینجور چیزا ندارن.یه نوشته هایی هستش که یه جورایی می شه جرم به دنبشون بست.میشه با استناد به اونا این سبز بازیهات رو برد زیر سوال.
بلاخره آدم یا سبزه یا نیست.یا سبز بنویس یا سک.سی(ببخشین!)
حالا به دل نگیر .بغض نکن.برداشت بد نکن.دوستانه گفتم.یه دوست هستم.فکر کن داداشتم...! این کمنت من رو هم حذفش کن.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Bahare: injaa webloge shakhsie mane harvaght delam bekhaad sabz minevisam harvaght bekhaam se.xy. fek nemıikonam babate ın be kesı bayad tozihi bedam.
در این شبها که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر می ترسد...
از یه طرف خوشحالم و از جهتی ناراحت... ناراحتم از اینکه ابراهیم این روزا بین ما نیست و خوشحالم از اینکه ابراهیمی که کشته شد و بدون کالبدشکافی دفن شد و روی خاکش رو هم بتون کردن آروم آروم، داره شاخه های سبزش از زیر اون همه ماسه و سیمان بیرون میاد و سال از پس سال میره که نمادی جاودان بشه از آزادگی و کوردستان....
شاید اونایی که دو سال پیش ابراهیم رو ازمون گرفتن فکرش رو هم نمیکردن که دوسال دیگه برای پراکنده کردن مردمی که به یاد ابراهیم اومدن سرخاکش مجبور شن 10نفر رو دستگیر کنن.... وشاید اونایی که اون روز این 10 نفر رو گرفتن نتونن تصور کنن که سال بعد چه خواهد شد..... حیف شد که بی خبر بودم وگرنه منم حتما میرفتم.
من این حس تو رو می دونی کی برای اولین بار پیدا کردم؟ اواسط تیرماه که برای کاری رفته بودم تهران اولین جایی که رفتم محل شهادت ندا بود، ولی میدونی چی دیدم؟ درست به فاصله 5 متر از محل شهادت ندا یه پژو با 4نفر لباس شخصی بی سیم به دست داشتن بهم نگاه میکردن، راستش منم ترسیدم، ترسیدم که برم اون جایی که ندا شهید شد فقط چند لحظه سکوت کنم، اون روز شرمنده ندا شدم....
کار خبرنگاریت چی شد؟ هنوز ادامه داره؟
سلام
چند تا پست بود که نخونده بودمشون!
یادمه کلی واسه اینکه مناظره رو ندیدم حرص خوردم!
great thanks for discussion
یادمه منم یکبار با چالش انتخاب رشته مواجه شدم(منم عاشق زبان بودم)!به حرف دلم گوش کردم!اگه به تصمیمی که می گیرین ایمان داشته باشین نتیجه شو می بینین!
(همه نظرا رو اینجا دادم با هم sorry)