[برای آزادی حسین درخشان ]


ساسان

یه روز داشتم افتخارات شراگیم رو می خوندم، نوشته بود هادی خرسندی براش میل فرستاده! حالا شری که خانوم شین رو گرفته، گرفتونده، گرفتار کرده، یا .... اومده اینجا اسم منو آورده! واااااااااااااای برم سریع توی دفتر افتخاراتم بنویسم.شری بزرگ! شراگیم زند! از خاندان کریم خان! دوست منیرو! صاحب کرامات بسیار! شری! با دماغ طوطی وار! شری با دوستانی که شلوار برمودا می پوشن و لب های قلوه ای دارند! شراگیم! آن دوچرخه سوار کویر پیما! شری! آن جی پی اس فروش نامبر وان! خدایاااااااااا من چقدر خوشبختم!
شری ! اگه باز می یای و اینجا رو می خونی عرض کنم خدمتت که نامه من برای بهاره اصلاً از اون لحاظ که فکر می کنی نیست، تازه از این لحاظ هم نیست.
خدایی خیلی با نوشته هات حال می کنم. طنز که می نویسی یاد ابراهیم نبوی می افتم ... برو حال کن و این رو هم به افتخاراتت اضافه کن.142- یک نفر توی اینترنت به من گفت نوشته ات شبیه نوشته های ابراهیم نبوی است.
بهاره! ببخشید اینجا برای شری نوشتم. یه چیزی هم درگوشی بین خودمون بهت میگم، یه وقت شری نفهمه، این شری خیلی سابقه داره، کارای بد بد کم نکرده تو زندگیش! مواظب خودت و پسرها و دخترهای اطراف باش!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهاره: دیگه جواب و جوابیه نامه کافیه.
این شراگیم بزرگ ماست ! کل کل نکنین دیگه.

شراگیم

لا اله الا الله...!! حالا این ساسان هم هی از روشنفکری ما سوء استفاده میکنه...بابا درسته ما زن و بچه داریم ولی چشمه غیرتمون که نخشکیده...!!خشکیده؟

ساسان

سلام بهاره

خوبی؟
برایت به آدرسی که در وبلاگت هست میلی فرستادم. در مورد یکی از پست هایت است که نوشته بودی "دلم یک کسی رو می خواد که ایمیل بزنه، بگه چته این روزها؟ "

من ایمیل زدم، این می تواند سرآغاز یک دوستی باشد بی هیچ پیشنهاد بی شرمانه ای ....
شاد باش و شاد زی

فرهنگ

درخشان شایسته حمایت نیست. درخشان در بهترین حالتش یه آدم خود و دیگران فروشی هست که همیشه نان به نرخ روز و هم از توبره و هم از آغل خورده است.
حیفه بچه های خوب بلاگستان خودشونو قاطی بازی حسن خان درخشان با همپالگی هاش کنند.
آدمها و انسانهای شایسته و مستحقتری هستند که نیازمند کمک و حمایت ما هستند. آقای درخشان نیست.
با بهترینها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهاره: حسین درخشان مثل یه آزمایش می مونه ! که ببینیم وقتی دم از حقوق بشر می زنیم، برای همه می زنیم یا فقط بعضی ها؟ اگر آدمی دروغگو باشه یا زیر آب بزنه و هم از آغل بخوره هم توبره، بشر نیست؟

داریوش کبیر

درخشان کسی بود که به دوستانی که پیگیر مشکل من و بقیه بودن لقب خرحزب اللهی های تحت ویندوز داد و ماجرا مارو به مسخره گرفت.راست راست در هفت تیر برای انتخابات به ستاد نسیم و پارک گوشه میدون اومد و با نیش باز ماجرای دستگیری وبلاگ نویسان رو خالی بندی فرض کرد و هزار داستان دیگه .با همه اینها اینقدر احساس و عاطفه دارم تا برای کسی که برای عشق به وطن به ایران اومده و یک انسانه و به هر دلیلی دستگیر شده آرزوی آزادی داشته باشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهاره: مرسی.
مهشید زنانه ها هم همین رو گفته بود.گفته از حسین درخشان قهرمان نسازیم.یه آدم دروغگویی بود که حالا گرفتنش.و هر آدم دروغگوی دیگه ای گرفته بودن، ما براش تقاضای آزادی داشتیم.
البته اون یه لغت سختی به کار برده بود، من یه چیزی مثلا نوشتم!