صفحه نخست
تماس با من
آرشیو
درباره من
متولد مرداد 69 هستم. اسم دختر خورشید از اونجایی می یاد که این علامت برجم هست. خرافاتی نیستم، به فال چندان اعتقاد ندارم. ولی پیش می یاد دیگه...اسمِ خب. روزنامه نگارم (یا دوست دارم باشم) کما بیش کار می کنم. بعد از گذر از دوران وبلاگ باز کردن و هی بستن، اینجا جاییه که هستم. جایی که دوست دارم.
پیوندهای روزانه
قابل توجه ساکنین مجرد !
برای مادرم- بلوط
حسین درخشان- کیبرد آزاد
جهنم روزنامه نگاران- و حسین درخشان هم
چو عضوی به درد آورد روزگار- برای حسین درخشان
دوستان
نوشته های پیشین
یکشنبه، 14 تیرماه 1388
ا
ایرانی های خارج از کشور پروژه ی جدیدی رو شروع کردن برای درست کردن طومار بلندی امضا که روش نوشته شده "احمدی نژاد رییس جمهور ایران نیست" و آویختنش از برج ایفل. امضاها برای این طومار روی پارچه های مختلف از کشورهای مختلف جمع آوری می شه و آخر سر به یکجا فرستاده می شه و همه شون به هم دوخته می شن و از برج ایفل آویخته می شه و بعدا برای ثبت به موزه ی سازمان ملل متحد فرستاده می شه. این کار اسم احمدی نژاد رو به عنوان منفورترین رییس جمهور وارد کتاب رکوردهای گینس می کنه.
ا
برای توضیحات بیشتر به سایت رسمیش سر بزنید.
ا
این حرکت های نمادین جدا از توجهات بین المللی و اهمیت های خاص خودش، حس خوبی از اعتراض توام با آرامش به آدم می ده...از دیروز انگار موندم توی اون فضای مراسم شب هفتِ کیانوش آسا. دانشجوی ترم آخر فوق لیسانس مهندسی پتروشیمی که توی تظاهرات تهران کشته شد. برای مراسم اول ختمش استادش از دانشگاه علم و صنعت اومده بود کرمانشاه و سخنرانی کرده بود. می گفتن جزو نخبه ها بوده...
جوری که توی اعلامیه ش نوشته بودن برادر دیگه ای هم داشته که قبلا توی جوانی فوت شده. من کنار خواهر کوچیکترش نشسته بودم که شاید هم سن من بود یا کوچیکتر...گریه نمی کرد. حتما این روزها اینقدر گریه کرده بوده که یکساعتی هم خسته و غمگین و بدون اشک، آروم و ساکت بشینه...از هر طرف صدای گریه می اومد...خواهر بزرگترش مدام می گفت امید همه مون به کیانوش بود...و من هی به خواهر کوچیکتر نگاه می کردم که شاید هم سن من بود یا کوچیکتر با ابروهای به هم پیوسته و چشم های خجالتی که آروم نشسته بود و گریه نمی کرد...
زن دیگه ای از بستگان نزدیک بین گریه و شیون تعریف می کرد که چطور برای نوشتن یک کلمه ی شهید توی اعلامیه کلی بازجویی شدن و رفت و آمد...می گفت پرونده ش هم محرمانه ست و به خانواده ش نمی گن چطور کشته شده و کی و چقدر درد کشیده یا یکدفعه خلاص شده...دو تا تیر خورده گویا...می گفت شب تظاهرات هرچقدر تماس گرفتن تلفنش در دسترس نبوده...بالاخره خبر می گیرن که بیمارستانه و کشته شده...می گه هرچقدر تماس می گیریم با موبایلش باز هم جواب نمی ده تا سر آخر کسی جواب می ده. می گه التماس می کنیم قطع نکنه و فقط به ما بگه چی شده...که دوباره تلفن رو قطع می کنه...
زیر چشمی حواسم به خواهر کوچیکتره که شاید هم سن منه یا کوچیکتر و نگاهش رو از همه می دزده انگار...باز یاد اعلامیه می افتم و برادره دیگه ای که فوت شده...و فکر می کنم این دختر دو تا برادرش رو از دست داده...نگاه می کنم به عکس کیانوش...جزو نخبه های دانشگاه علم و صنعت...این خواهره لابد مشکلای درسیش رو از برادرش می پرسیده...لابد دوست داشته مثل برادرش بره یه دانشگاه خوب و موفق باشه...
آخه همه چیز رو که نمی شه هی نوشت...غم رو نمی شه کلمه کرد و گفت...فضای گریه و مرگ رو که نمی شه تعریف کرد...
ا
حالا من اینجا نشستم پشت کامپیوتر و هی یادم می افته و هی باز ناراحت می شم و باز هم چهره ی خواهر کوچیکترش و ... و چند نفر هم می یان می خونن و ناراحت می شن و همه غصه می خوریم و نگران می شیم...ولی آخرش توی چند تا از این خونه ها همیشه جاهای خالی باقی می مونه...کیانوشی که هیچ وقت دیگه برنمی گرده...و ده ها کشته ی دیگه...
گور بابای اینکه از اول تقصیر کی بود؟ این ها کشته شدن...مردن...تموم شد...حالا بسیج، نیروی انتظامی، لباس شخصی، اراذل و اوباش،...هرکسی که کشت این ها رو...ولی اونی که به خاطر قدرت حاضر نیست تموم کنه این وضع رو...یک نفر بگه اگر این ها اراذل و اوباشن و احمدی نژاد هم رییس جمهور منتخب مردم، چرا این اراذل و اوباش همین الان اومدن...چرا اینقدر زیادن...چرا قبلا خبری نبود...
خب مرتیکه ی منتخبِ محبوب، اگر همه ش زیر سر تو و برای قدرت طلبیت نیست، چرا استعفا نمی دی به حرمت این خون ها؟ برو کنار بذار هر خری که می خواد بیاد، دارن این آدم های کشورت رو می کشن. اگر برای خودش نیست، به خاطر امنیت مردم چرا کنار نمی کشه؟ آخه چقدر عوضی؟ چقدر قاتل؟ یک نفر به من بگه دیدن این همه خون واقعا ترسناک نیست؟ غمناک نیست؟ یا این ها که راس دولت و حکومتن نکنه ابر انسانن که اینقدر ظرفیت کشتن دارن؟
ا
خب با همه ی این ها، حس یک حرکت اعتراضی مسالمت آمیز نمادین توی خارج از کشور، آرامش بخشه خب...می شه هی همش فکر کرد به این طومار بلند و این فریاد اعتراض و حرکتی که اسم بانی این کودتا و قدرت طلبی که مردمش رو فدای منفعت خودش می کنه توی تاریخ به عنوان منفورترین ثبت کنه...
ا
برای امضا از داخل ایران به این آدرس ایمیل بزنید: