صفحه نخست
تماس با من
آرشیو
درباره من
من متولد مرداد 69 هستم. اسم دختر خورشید از اونجایی میاد که خورشید علامت برجمه. دلم می خواد بنویسم.اینجا برای همینه. جایی برای نوشته هام.
پیوندهای روزانه
چگونه به صورت کاملا قانونی آدم بکشیم؟!
آگهی استخدام
بهشت از آن تو که سیگار نمی کشی و غصه نمی خوری
لطفا کمک کنید تا جان زنی را نجات دهیم
هیلاری ! ما فقط دو تا گیلاسیم
دوستان
نوشته های پیشین
شنبه، 7 اردیبهشتماه 1387
چهارشنبه دوستم اس ام اس زده پایه ی آب درمان هستی؟ می گم بیشتر پایه ی چیپس و بستنی هستم.گیر می ده شروع کنیم، می گم تازه آخر هفته س ! بذار از شنبه ! دیشب آخر شب که یادم می افته امروز شروع آب درمانیه دو تا کلوچه با شیر می خورم که هوس نکنم فردا ! یکم دیرتر یه ساندویچ فلافل با سس تند می خورم که کلا فلافل خیلی دوس دارم، بعدا وسوسه نشه بشکنم رژیم رو.
صبح که بلند می شم آب می خورم و دوتا قرص ویتامین (که هیچوقت توی دوره های آب درمانی نمی خوردم ها.هی میخواستم یه چیزی بخورم!) می رم مدرسه و به تعارف چاکچاک (یه نوع چیپس) دوستم با مناعت طبع جواب رد می دم.ظهر که می رسم خونه بازم یکم دیگه آب می خورم و بعد می بینم یکم از فلافل دیشب مونده.گفتم که ضعف دارم نسبت به این یه قلم (و هزاران قلم دیگه البته که اینجا جاش نیست!).بعدش هم می گیرم می خوابم.بلند که می شم پدرم تازه اومده، با اون هم ناهار می خورم ! و یک پیاله ماست با بربری هم!
عصر نصفه نیمه مشغول درسم، کمی پای کامپیوتر که پدر و مادرم می خوان برن بیرون، سفارش بستنی می دم.می خرن و میارن و بعد می رن.وقتی بر می گردن یه بستنی دیگه خریدن.توی یخچال؟! شوخی می کنید! می خورمش.
دوستم اس ام اس می ده چیزی که نخوردی؟ می ترسم اعتراف کنم روحیه ی اونم تضعیف بشه.می گم نه !
کلا می دونی من خودم خدای رژیم و تغذیه درمانی هستم.بهترین استقامت هم در این راه دارم.همین دوستم که بهش خیانت کردم امروز، شاهده ! من یک هفته آب درمانی می کنم بدون ذره ای سستی.می شه یک ماه کلا برنج و نون رو کنار می ذارم یا طوری به مدت طولانی وعده های غذاییم رو بهم می ریزم که کمتر از نیم کالری در هفته مصرف کنم ! یعنی که من یک پا دکتر هستم خودم و اصلا هم اعتقادی به این رژیم های دکترها ندارم.من نمی تونم یه نصف کف دست نون بخورم، دو قاشق چایخوری برنج ! می تونم اما اصلا نخورم.زمستون پارسال هم یکی از همین نمونه رژیم ها رو گرفتم که عالی بود ها...متاسفم واقعا که ولش کردم.ولی به هرحال الان حسش نیست...به هرحال قراره هیچی نخوری رو هوا که نمی شه...باید یه آمادگی ذهنی، روحی، قلبی داشته باشی ! و من الان توی اون حال و هوا نیستم.هرچند به زودی یک رژیم درست و حسابی خواهم گرفت دوباره.
فقط اینکه الان نمی شه دوست عزیزم...اگه روی من برای همراهیت حساب کردی واقعا متاسفم ! فعلا بهتر از این نمی تونم ! و در ضمن کلا آدم بیخودی برای کارهای گروهی، از روزنامه دیواری درست کردن تا درس خوندن و رژیم گرفتن هستم.تک روی رو عشق است ! من ذاتا در کارهای چند نفره نمی گنجم ! really sorry !
** اگر عاشق من هستید، اگر مدت هاست نوشته های مرا دنبال می کنید، اگر عشق پنهان مرا در سینه نهان دارید، اگر قدرت بیان کردن آن را ندارید، اگر فکر می کنید الان با چه واکنشی رو به رو می شوید، همین حالا دست به کار بشوید ! یک ایمیل به من بزنید.می توانید در مسنجر آف بگذارید (فقط اگر در اد لیستم هستید.وگرنه اد نکنید که رد می شود.)، شماره ی من را اگر دارید اس ام اس بزنید.شما حتما جواب مثبت می گیرید ! من حوصله م سر رفته می فهمید؟ از این عاشقای دل سوخته هم می دونم ندارم.اما چند نفر هستن فکر می کنن اند مرامن ! ( حالا نیستن ها!) هی هم این دست اون دست می کنن.خب خوشت می یاد از یکی بهش بگو.پس فردا من شوهر کردم عقده نشه بمونه رو دلت ! بعد هم فکر می کنن آخر عاشقی ان ! ولی جرات ندارن بگن.جونم به لبم رسید دیگه.عمو مرده ی من که نیستی.یه دوستی ساده می خوای، خب منم می خوام ! عشق آسمونی که قرار نیست طلب کنی ! الهی تا وقتی خواستی بگی، یکی دیگه زودتر گفته باشه که بهت نه بگم توی ذوقت بخوره !
کلا اگر هم آدم باحال و بی ضرری هستید ولی مخاطب این پاراگراف بالایی نبودید (مخاطبان خاص داشت) حالا یه امتحانی بکنید !
بنگاه دوست یابی خورشید !